بانیان حساب ایرانیان
مشاوره و خدمات مالی و مالیاتی ( حسابرسي - حسابداري - انواع اظهارنامه ها - تنظیم دفاتر قانونی و ...) 
قالب وبلاگ

آزمایش فیلادلفیا

 
ناوشکن "یو اس اس الدریج" که گفته شده در آزمایش فیلادلفیا ناپدید گردیده است.

آزمایش فیلادلفیا (به انگلیسی: Philadelphia Experiment)‏ یا "پروژه رنگین کمان" یکی از آزمایش‌های مخفی نیروی دریایی آمریکا در سال ۱۹۴۳ بود. هدف از این پروژه نامرئی و مخفی‌ کردن کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا از رادار دشمن و جلوگیری از شناسایی شدن آنها بود.

نیروی دریایی ایالات متحده این آزمایش را تکذیب کرد و آن را یک شایعه دانست.

 

نام پروژه:

پروژه یا آزمایش فیلادلفیا نامی است که به یکی از آزمایشها یا پروژه‌های نظامی انجام شده توسط نیروی دریایی ایالات متحده امریکا اطلاق می‌شود که ظاهرا در حوالی روز ۲۸ اکتبر سال ۱۹۴۳ در کارخانجات کشتی‌سازی نیروی دریایی فیلادلفیا واقع در فیلادلفیای ایالت پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا به اجرا درآمده‌است. ادعا می‌شود که طی این پروژه نیروی دریایی ایالات متحده در تلاش بوده‌است تا ناوشکن یواس‌اس الدریج را به صورت نامرئی و غیرقابل تشخیص برای دستگاه‌های راداری دشمن درآورد. آزمایش مذکور با عنوان پروژه رنگین کمان نیز شناخته می‌شود.

 

شرح ماجرا :

انیشتین طبق نظریه حوزه ی واحد خود قصد داشت میدان گرانش را با استفاده از یک میدان قوی الکتریسیته و مغناطیس از بین ببرد که در این آزمایش کشتی در میان دو دستگاه تولید جریان الکتریسیته باشدت جریان بسیاربالا و در یک میدان قوی مغناطیس قرار گرفته بود.آزمایش شروع میشود و پس از چند دقیقه کشتی ناپدید میشود پس از چند روز در چندصد کیلومتری فیلادلفیا پیدا میشود همهٔ سرنشینان کشتی دچار جنون شده بودند و پس از مدتی همگی خدمه کشتی تک تک از داخل بدن دچار خود سوزی شدند.

 

این ماجرا به طور گسترده‌ای به عنوان یک جعل یا یک حُقّه به شمار آمده و نیروی دریایی ایالات متحده مدعی است که چنین تجربه‌ای هرگز رخ نداده‌است. افزون بر این، برخی از جزئیات به اثبات رسیده در مورد داستان ناوشکن الدریج، بوضوح با قوانین معروف و شناخته شده فیزیک در تضاد می‌باشند. با این حال، ماجراهای مربوط به این پروژه، با اوهام و تصورات مربوط به تئوری توطئه درهم آمیخته، و عناصری از آزمایش فیلادلفیا در انتساب نظریه توطئه از جانب دولت‌های دیگر مورد بهره برداری قرار گرفته‌است.

ولی در اینجا می خواهم در باره شخص Thomas Townsend Brown بیشتر صحبت کنم.

 

 

در Norfolk کارخانه کشتی سازی مربوط به نیروی دریایی آمریکا وجود داشت.بعلت انجام جوشکاری های زیادی که با استفاده از قوس الکتریکی در این مکان انجام می شد شدت میدانهای الکترومغناطیس شدت بالا در این مکان زیاد بود و همین باعث شده بود مشاهدات زیادی از پدیده Wrap Effect در این مکان گزارش شود.

 

 

با افزایش یافتن گزارشهایی که در آنها این پدیده مشاهده می شد بالاخره دولت آمریکا از دکتر Thomas Brown خواست تا در این زمینه تحقیقات خود را آخاز کند و در واقع از این نقطه و این مشاهدات بود که آزمایش فیلادلفیا نیز متولد شد.

 

 

در کتاب (Lost Science) نوشتهGerry Vassilatosاینگونه می خوانیم:

 

"....با افزایش یافتن فشارهای اقتصادی پس از رکود بزرگ اقتصادی در آمریکا دکتر Thomas Townsend Brown مجبور شد کار قبلی خود در NRL را رها کرده و آن را ترک کند.دکتر Brown پس از استخدام توسط ارتش در سال 1939 بروی جنبه های مغناطیسی و صوتی کشتی های جنگی کار خود را آغاز کرد.

 

از اینجا به بعد بود که دکتر Brown وارد ماجرایی شد که سرنوشت و آینده او را برای همیشه تغییر داد.چگونه شد که آزمایشگاه های تجقیقاتی نیروی دریایی تصمیم گرفتدتا روی امکان نامرئی کردن کشتی های جنگی کار کنند؟

 

 

در ابتدا از این آزمایشگاه ها خواسته شده بود تا درباره پدید ه های عجیبی که در کارخانه سری کشتی سازی بر اثر جوشکاری های الکتریکی ایجاد می شد ،تحقیق و بررسی کنند.اینکه این کارخانجات بصورت سری و مخفیانه وجود داشتند به این دلیل بود که در آنها از پروسه جدیدی برای ساخت بدنه و زره های با دوام و قوی کشتی های جنگی استفاده می شد که این پروسه ساخت طبقه بندی شده و سری بود.

 

 

 

این پروسه برای جوشکاری صفحات بدنه کشتی ها از نوعی جوشکاری نقطه ای Spot-Welding استفاده می شد که از تخلیه الکتریکی با شدت بسیار بالا و آمپراژ خیلی بالایی استفاده می کرد.

 

 

این پروسه جوشکاری تقریبا مشابه روش مدرن جوشکاری MIG-Welding است که در حال حاضر در بسیاری از صنایع از آن استفاده می شود.ولی این پروسه بر خلاف روشهای جوشکاری معمولی در مقیاسی بسیار عظیمتر انجام می گرفت.

 

انرژی الکتریکی لازم برای این جوشکاری توسط بانکی از خازنهای بزرگ تامین می شد که با ولتاژهای بسیار بالایی شارژ شده بودند.

 

 

با این روش چندین صفحه فولادی بزرگ بطور کامل به هم جوش داد و اتصالی بسیار مستحکم بوجود آورد.در این روش در نقاط جوش فلز ها بطور کامل در هم فرو رفته و ساختار یکپارچه ای را ایجاد می کردند.

 

در این روش جوشکاری ،تخلیه الکتریکی که ایجاد می شد بقدری خطرناک بود که پس از تنظیم کردن قطعات مورد نظر برای جوشکاری پرسنل حاضر در محل را از سایت خارج می کردند.

 

کمترین خطری که در این پروسه وجود داشت این بود که در زمان ایجاد تخلیه الکتریکی نور سفید آبی کور کننده ای از قوس الکتریکی جوشکاری ایجاد می شد که دارای اشعه ایکس با شدت بالا بود.

 

 

بازوهای مکانیکی کنترل از راه دوری که کاملا عایق بندی شده و روکش دار بودند با استفاده از بانک خازنها انرژی الکتریکی را در محل جوش آزاد کرده و تخلیه الکتریکی مهیبی را باعث می شدند.نور عظیمی ایجاد شده و کل تاسیسات کارخانه بلرزه در می آمد.در همین حین کانترهای مخصوصی میزان اشعه ایکس ایجاد شده را اندازه گیری می کردند.در آن زمان این پروسه تکنولوژی واقعا جدید و مدرنی بود که در نیروی دریایی از آن استفاده می شد.

 

خطراتی که ناشی از الکتریسته بسیار عظیم و تشعشع بالای اشعه ایکس بود مانعی در سر راه فعالیت این کارخانه ها ایجاد نکرده بود.مسائل ایمنی با دقت زیادی رعایت می شد و خطری پرسنل و کارکنان این تاسیسات را در خارج از اتاق های جوشکاری تهدید نمی کرد.ولی پدیده های عجیب دیگری در این تاسیسات روی می دادند .پدیده های عجیبی که هیچ توضیح و تفسیر عاقلانه ای درباره علت رخ دادن آنها نمی شد بدست آورد.

 

 

پس از آن گروهی از محققان درباره این پدیده های عجیب و غریب تحقیقات خود را آغاز کردند.آنها بصورت مجزا با کارکنان این سایت درباره شایعاتی که شنیده می شد،مصاحبه کردند و اطلاعات را جمع آوری کردند.آنها خود نیز به شخصه در اتاقک های مخصوصی این پروسه را مورد مشاهده و مطالعه قرار دادند.آنچه که آنها واقعا مشاهده کردند بی سابقه و بی نظیر بود.با هر انفجار الکتریکی که ایجاد می شد یک تاریکی اپتیکی مطلق(کوری) Optical Blackoutروی می داد.شوک ناگهانی پالس الکتریکی که ایجاد می شد این پدیده عجیب اپتیکی را سبب می شد.آنها در آن زمان فکر می کردند که این پدیده طبیعتی اپتیکی دارد.

 

 

 

تصور آنها این بود که این کوری و پدیده عجیب اپتیکی در اثر سفید شدن شدید و کامل شبکیه چشم روی می دهد.همان اثر Rhodopsin که نوعی واکنش اپتیکی سیتم بینایی به نور بسیار شدید و آنی است.آنچه بسیار عجیب و نگران کننده بود این بود که این کوری شبکیه ای حتی برای پرسنلی که در اتاقهای کنترل و در پشت دیوارهای محافظت کننده بسیاری نیز قرار داشتند،تجربه می شد.

 

 

 

خوب از چنین پدیده ای که می توانست اثری داشته باشد که حتی از دیوارهای ضخیم و قوی عبور کرده و پرسنل درون آن اتاقکها را از نظر حسی فلج کند،می توانست در ساخت سلاحهای مهیب و موثری بکار گرفته شود.(واقعا عجب حرامزاده هایی در دنیا وجود دارند!)

 

این کوری که حتی عامل ایجاد کننده آن از دیوار عبور می کرد در واقع پاسخی از سیستم عصبی افراد بود که کل فیزیولوژی سوژه را فلج می کرد.در این شرایط فرد از اینکه به محرکهای عصبی خارجی واکنش نشان دهد ناتوان شده و از نظر حسی فلج می شد.

 

این باعث شد تا این تحقیقات ویژه از درجه بالای سری بودن و طبقه بندی شدگی تا آن زمان برخوردار شود.در اینجا با پدیده ای مواجه بودند که می توانست با تشعشی مرموز سیستم حسی عصبی،انتقال عصبی و واکنش عصبی را مختل کند.

 

 

متخصصان ساخت سلاحهای ارتش هیجان زده شده بودند.آنها می دانستند که اگر بتوان این تشعشع را جایگزین سلاحهای شیمیایی مختل کننده سیستم عصبی کرد،چه مزایای زیادی را از نظر نظامی بدست آورده اند.می شد این تابش هولناک را می شد به سوی هر سایتی نشانه گرفت و تمام سربازان دشمن در آنجا را فلج کرد.می شد تمام افراد یک جوخه یا هنگ یا لشکر را در چشم به هم زدنی بیهوش کرد.(عجب!!!)

 

یکی از قربانیان این آزمایشها فرد بدبختی بود به نام William Shaver .او به عنوان یک جوشکار در نیروی دریایی در این سایت کار می کرد.او از ورژن قدیمی تر این ماشینهای جوش که بصورت دستی کنترل می شد استفاده می کرد.در ماشین دستی که او استفاده می کرد از پالسهای شدت بالای الکتریکی با فرکانس تکرار شوندگی کم استفاده می شد.او پس از مدتی که در معرض تشعشات ایجاد شده توسط این ماشین قرار گرفت دچار توهمات روانی و هذیان گویی شد.در اثر آسیبهای عصبی که به مغز او وارد شده بود مرکز اراده و روان او از هم پاشیده شده بود.

 

این فرد در نهایت اتصال خود به دنیای واقعی را از دست داد.او در سالهای باقی مانده از عمرش رساله های زیادی را تحت عناوین وحشتناک (Being from the underworld) نوشت.

 

نهایتا محققین دریافتند که اگر فردی در معرض پالسهای پر شدت و کم فرکانس الکتریکی قرار بگیرند دچار حالت تهوع های مرگ آوری شده و نهایتا به دیوانگی دچار می شوند.

 

آزمایشهای دقیقتری که در این رابطه انجام شد بر شگفتی محققان افزود.مثلا مشخص شد که اثر Blackout ربطی به اعصاب بینایی ندارد و حتی محققان از این پدیده عکسبرداری هم کردند.حالا اشتیاق محققان برا یمطالعه آنچه در حال روی دادن بود بیشتر و بیشتر می شد.یکی از دلایل این تمایل و اشتیاق زاید الوصف امکان بکارگیری این پدیده در ساخت سلاحهای جدید بود.

 

 

 

اما شایعات دیگری نیز در بین کارگران سایت رد وبدل می شد.این کارگران از ابتدا و قبل از شروع تحقیقات در این مجتمع مشغول بکار بودند و پدیده های عجیب دیگری را نیز شاهد بودند.آنها مشاهده کرده بودند.روش کار در این سایت اینگونه بود که پس از آنکه قطعات فلزی برای جوشکاری تنظیم می شدند و پس از آنکه خازنهای High Voltage شارژ می شدند،آلارمی در محوطه کارخانه به صدا در می آمد.با شنیدن صدای این آلارم تمامی کارکنان وسایل و ابزارآلات خود را هرجا که بودند رها می کردند و در اتاقکهای مخصوص پناه می گرفتند.پس از آن تخلیه الکتریکی انجام می شد و سایت با صدای مهیبی می لرزید.اما چیزی که عجیب بود این بود که کارگران پس از آنکه به سرجای قبلی خود برمی گشتند،برخی از ابزار آلات خود که غالبا ابزارهای سنگینی هم بودند در سرجای خود نمی یافتند.آنها ابتدا گمان می کردند که شاید به خاطر لرزش مهیبی که در سایت روی داده است وسایل آنها جابجا شده اند.اما قضیه به این سادگی هم نبود.آنها حتی پس از جستجوی بسیار زیاد نیز برخی از این ابزارآلات را نمی یافتند.بله آنها به سادگی ناپدید شده و غیب شده بودند!!!

 

اتفاقی که هیچ توضیح منطقی برای آن نمی شد پیدا کرد.

 

خوب داستان آنقدر عجیب شده بود که لازم بود تحقیقات جدی تری از ابتدا در این رابطه انجام گیرد.از کارگران درباره آنچه دیده بودند یا احساس و تجربه کرده بودند پرس و جو شد.این داستان آنقدر تکرار شده بود که دیگر نمی شد آن را شایعه نامید و صحبتهای کارگران دیگر به عنوان شهادت در نظر گرفته می شد.این اتفاقات باعث شد که این تحقیقات به شدت سری و طبقه بندی شده شود.حالا پس ناپدید شدن در میان بود.

 

تا قبل از این مسئولین و سرکارگرها درباره گم شدن ابزارآلات سایر کارگران را توبیخ کرده و سرزنش می کردند تا اینکه این اتفاقات آنقدر تکرار شد که حتی برای خود آنها نیز روی داد.چیزی که مشخص شده بود این بود که در زمانی که تخلیه الکتریکی صورت می گیرد برخی از اجسام ناپدید می شدند و فیلم برداریهایی که با سرعت بالا نیز انجام شد تائید می کرد که این اتفاق واقعا روی می دهد.

 

آنها اجسام را بروی پایه های مخصوصی در نزدیکی محلی که قوس الکتریکی روی می داد قرار داده و مخکم کردند.با انجام تخلیه الکتریکی اجسام ناپدید شده و غیب می شدند.فیلم برداریهای انجام شده این داستان را تائید می کرد.حتی هیچ پرتاب شدن یا بلند شدن اجسام دیده نمی شد.اثری از برخود این اجسام هم با در و دیوار و سقف سایت جوشکاری نیز دیده نمی شد.ابتدا توضیحی که داده شد این بود که اثر Blackout نوعی تشعش مرموز و ناشناخته است،احتمالا نوع خاصی از اشعه ایکس.

 

آنها احتمال می دادند که این تشعشع عجیب قدرت این را دارد که سیستم عصبی انسان را مختل کرده و موادی که در نزدیکی آن قرار دارند را سریعا تجزیه کرده و متلاشی کنند.احتمالا این همان اشعه مرگ آوری بود که ارتش سالها به دنبال یافتن آن بود.

 

جنگ جهانی دوم در حال شدت گرفتن بود و این اکتشاف بزرگ می توانست سرنوشت نبرد را به نفع آنها عوض کند.پایان دادن به جنگ هدف آنها بود ،هدف اصلی آنها.

 

اگر می شد از این پدیده برای ساخت سلاح استفاده کرده و آن را در نبرد استفاده کرد،سرنوشت جنگ عوض می شد.لذا این تحقیقات از چنان اهمیت استراتژیکی برخوردار شد که بهترین و بزرگترین دانشمندان آمریکا برای شرکت در آن دعوت شدند و البته تمام این تحقیقات در شرایط فوق العاده سری و مخفی انجام گرفت.چیزی شبیه به پروژه اوپنهایمر که نهایتا منجر به ساخت سلاح اتمی شد و آمریکا را برنده جنگ حهانی دوم کرد.

 

اینجا بود که از دکتر Thomas Townsend Brownخواسته شد تا در این تحقیقات شرکت کند.مطالعات او درباره پدیده فشار دی الکتریک (Dielectric Stress) و تحقیقاتی که او درباره قوس های تخلیه الکتریکی انجام داده بود باعث شده بود او بهترین گزینه برای انتخاب باشد.

 

وقتیکه دکتر Brown مواد موجود را مورد مطالعه قرار داد به نتیاجی رسید که کاملا با نتایج محققان قبلی متفاوت بود.دانشمندان و تیمهای آکادمیک قبلی سرسختانه اصرار داشتند که نشان دهند که ناپدید شدن اجسام ناشی از پرتوافکنی شدید و نهایتا تبخیر اجسام به صورت فوق العاده سریع است.گرچه شواهدی که اثبات کند تبخیر شدگی واقعا برای اجسام اتفاق می افتد،وجود نداشت.

 

آنالیزهایی که در اتمسفر اتاقهای و مخازن جوشکاری انجام گرفت،احتمال اینکه اجسام در این مکان تبخیر شده باشند را منتفی می کرد.هیچگونه بخار فلزی در این اتاقها یافت نشد.واقعا عجیب بود.

 

Brown مطمئن بود که می داند دلیل این اتفاقات چیست.اگرچه او هیچگاه واقعا این پدیده را مشاهده نکرده بود ولی بصیرت درونی او به او می گفت که می داند دلیل این پدیده چیست.او در حین آزمایشهای قبلی خود این پدیده Blackout Effect را شخصا مشاهده نکرده بود ولی می دانست که دانشمند دیگری بنام Sir William Crooke این پدیده را بارها مشاهده کرده بوده است.

 

 

Sir William Crooke در درون لوله های خلاء مشهور خود پدیده و منظره عجیب و نادری را مشاهده کرده بود.بر فراز کاتدهای لوله خلاء فضای سیاه و تاریکی مشاهده می شد که واقعا تابناک و متشعشع بود.این تشعشع حتی در آن سوی لوله ها نیز دیده می شد.دکتر ویلیام کروک قبول کرده بود که این تاریکی قابل نفوذ،برای او مفهومی فراتر از یک پدیده معمولی فیزیکی داشت.

 

William Crook به ابن باور رسیده بود که این تشعشع سیاه درواقع یک

 

دروازه روحانی Spiritual Gateway است که ارتباط بین دنیای فیزیکی با ابعاد دیگر را برقرار می کند.

 

 

دکتر Brown در این پدیده Blackout به این نتیجه رسیده بود که آنچه که واقعا در این پدیده روی می دهد یک اعوجاج و تحریف در بافت فضا-زمان است.حد بالایی در قدرت اینگونه اعوجاج های فضایی چه بود؟چه اتفاقات عجیب و غیر طبیعی دیگری ممکن بود روی دهد؟این پدیده در کقایسه با آنچه که او در آزمایشهای Lifter و ضد گرانش خود تجربه کرده بود،چیزی بسیار عظیمتر بود.

 

آزمایشات و اختراعات او در زمینه Lifterها در مقایسه با آنچه در سایتهای جوشکاری روی می داد ،بسیار کوچک و حقیر می نمود.با این وجود در آزمایشهای قبلی او نیز انجراف و پیچشهای فضایی نشان داده شده بود.او به این نتیجه رسید که این اتفاقات و پدید ه های حتی عجیب تری را که می تواند روی دهد می توان با خاصیت پیچش و انحراف در بافت فضا توضیح داد.

 

 

در مطالعه و آزمایش کل این پدیده هیچکدام از جزئیات بی اهمیت نبودند.دکتر Brownمی دانست که ورقه های غولپیکری که در بدنه کشتی ها استفاده می شدند در این پدیده نیز نقش اساسی داشتند.آنها به طریقی میدان الکتریکی را گسترش داده و به آن میدان شکل خاصی را می داد.قوس الکتریکی که توسط بازوهای مکانیکی بروی این ورقه ها متمرکز می شد منبع عظیم این میدان الکتریکی بود.

 

 

 

اما چیزی اضافه بر اینها نیز اتفاق می افتاد.وقتی که قوس تخلیه به دیواره مخزن جوشکاری می رسید،قلمرو دیگری از واقعیت وارد میدان می شد.شاید دکتر Brown و تنها دو نفر دیگر می دانستند که آنچه در این پدیده روی می دهد نتیجه برهمکنشی است که طبیعتی الکتروگرانشی Electrogravitic دارد.آری این پدید ه ها حقایقی Electrogravitic بودند.

 

اگرچه سایر مجامع آکادمیک و دانشمندان آنالیزهای دکتر Brown را رد می کردند و افکار او را مسخره می دانستند ولی برای ارتش نظرات او اهمیت خاصی داشت.برای آنها این مهم بود که ببینند که آیا دکتر Brown می تواند آنها را به اهداف نظامیشان برساند یا نه؟

 

براستی توضیحی با توجه به علوم متعارف و مقبول الکتریسته و مغناطیس آن زمان برای این پدیده وجود نداشت.تنها چیزی که می شد در این رابطه از آن استفاده کرد پیشنهادهایی بود که آلبرت اینشتین در رابطه با وحدت و یگانگی نیروهای بنیادین گرانش با الکترومغناطیس ارائه داده بود.

 


برچسب‌ها: فیلادلفیا, آزمایش فیلادلفیا
[ سه شنبه بیستم فروردین 1392 ] [ 9:1 ] [ مهدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بسمه تعالی
این وبلاگ درخصوص خدماتی که شرکت بانیان حساب ایرانیان میتواند و می خواهد ارائه کند توسط شرکای شرکت راه اندازی شده و شرکای شرکت امیدوارهستند. بیشترین خدمات را با بالاترین کیفیت به مشتریان ارائه نمایند.
امکانات وب
استخدام - استخدام
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ